محله کوی پلیس

محله

کوی پلیس

محله کوی پلیس

محله کوی‌پلیس قدمتی۷۵ ساله دارد.این محله به‌دلیل سکونت کارکنان ژاندارمری وقت واحداث یکی ازاولین دفتر‌های پلیس‌آگاهی به کوی‌پلیس مشهور شد. به‌مرور زمان بافت جمعیتی ژاندارم‌نشین این محله تغییر کرده است. اکنون کمتر از ۲درصد این محله کاربری انتظامی و نظامی دارد. فضای سبز ۵۰ درصد، زمین‌ کشاورزی ۱۰درصد و فقط ۲۵ درصد مسکونی است.

محله کوی پلیس
فاطمه‌جهان پروری که ۷۳ بهار را پشت‌سر گذاشته، داستان ازدواجش را روایت می‌کند وقتی در سیزده‌سالگی راهی خانه بخت شد و روز خواستگاری در حالی سور و سات قلیان کشیدن را فراهم کرده که مشغول بازی بوده است.
محمد معتمدی که سال 89 در مسابقه‌های تکواندو کشوری اول شد، در شعر و ادبیات نیز دستی دارد و حتی در این رشته نیز توانسته مقام سوم استانی را کسب کند.
حاج‏‌آقاحبیبی بیشتر از ۴۰ سال در مسجد ارض اقدس محله کوی پلیس نماز خوانده است، کلانتری با پیگیری او به محله آمد و کلی خیر را پای کار آورد تا درمانگاهی در خیابان پروین اعتصامی ساخته شد.
محمدرضا ن‍ژادی‌پور می‌گوید: سال ۴۷ اول شهریور و نزدیک شروع مدارس بود، خدا شاهد است همان روز اول افتتاح مغازه، نزدیک به ۲۰ بچه آمدند و مغازه را مو برداشته بود!
دانشگاه تربیت معلم شهیدبهشتی مشهد در رشته تربیت بدنی قبول شدم. یکی از استادان درس زبان انگلیسی هم تکواندوکار می‌کرد و جالب اینکه او دبیر هیئت تکواندو استان بود. یک‌بار او یکی از مبارزات مرا دید و خوشش آمد و من را به باشگاهش دعوت کرد
خدیجه کریمی را حالا ۱۰‌سالی می‌شود که اهالی محله‌اش به عنوان یک شیرینی‌پز اسم و رسم‌دار می‌شناسند؛ کسی که همچنان با انرژی به کارش ادامه می‌دهد.
محمدعلی وکیلی که ۸۶ سال سن دارد، ساکن محله کوی پلیس است، او مقابل خانه‏‌اش درختان بی‌شمار میوه و گیاهان مختلف می‌‏کارد تا به قول خودش بتواند حداقل نفسی تازه در این محل بکشد.
آقا عباسعلی وقتی خبر شهادت پسرش را شنید، سردخانه رفت و تا سه روز که پیکر شهید در سردخانه بود، هر روز کنار پسرش نماز می‌خواند و در روز خاک‌سپاری هم او را غسل داد و کفن کرد.
کنیزرضا علیجانی تعریف می‌کند: دو دختر هشت‌ساله که برای اردو به بوستان ریحانه آمده بودند، جلو آمدند و گفتند پول کمی دارند و خجالت می‌کشند اسکناس ۵ هزار‌تومانی‌شان را به ما بدهند. بوسیدمشان و گفتم «نیتتان مهم است.»
مردان آهنین مشهد که بدن‌های ورزیده ای دارند در باغ ایرانی دور هم جمع شدند در آیتم های مختلفی مانند مانند کشیدن خودرو، بلندکردن کنده ۹۰ کیلویی، حمل دو چمدان ۸۵ کیلویی، بلندکردن بلوک سیمانی باهم رقابت می کنند.
سجاد غوریانی از شش‌سالگی در روضه‌های خانگی خانواده، مداحی را شروع کرده است. او سال گذشته در مسابقات قرآن و مداحی توانست مقام اول ناحیه‌۲ آموزش‌و‌پرورش را کسب کند.
علی زند‌شانقی اولین‌بار به‌عنوان تکنسین تأسیسات به این محله آمد و تحت‌تأثیر آب‌و‌هوای خوب و جنگل زیبایی که نزدیک محله بود، قرار گرفت به همین خاطر بعد‌از ازدواجش در سال ۵۴ ساکن این کوچه شد.
تاسیس حمام کاخ برمی‌گردد به سال ۴۲. همان سالی که مامور بازنشسته شهربانی، محمد‌علی مکاری‌گل‌ختمی، وقتی دید در محله‌شان حمامی وجود ندارد، تصمیم گرفت حمامی در نزدیکی یکی از دروازه‌های شهر بنا کند.
از بیت آیت‌الله شیرازی با بنده تماس گرفتند و گفتند برای سخنرانی بیایید. آن روز من نام امام خمینی را بردم و از مردم خواستم در پی این قیام خونین، تخم‌مرغ‌های عیدشان را با رنگ سیاه، رنگ کنند.
محمد برادران، پیرمرد ۸۲ ساله که هنوز دست از تلاش برای به‌دست‌آوردن روزی حلال برنداشته است، می‌گوید: جوان که بودم، همیشه از خدا می‌خواستم محتاج و زمین‌گیر نشوم، خدا را شکر تا امروز محتاج نشدم.
سید‌حسین مهدوی‌الحسینی، پسر ارشد آیت‌ا... سیدعلی، از نزدیکان رهبری پیش از انقلاب بود که در روز سوم دی ۵۷ و در سن ۲۱ سالگی در بین تظاهرکنندگان به شهادت رسید.
ایستگاه شماره نه آتش‌نشانی مشهد از بهمن سال ۱۳۸۲ و برای پاسداشت فداکاری‌های چهار آتش‌نشان مشهدی که از همین ایستگاه به نیشابور، اعزام شدند و در حادثه قطار آنجا به شهادت رسیدند، «شهدا» نام گرفت.
فریدون بهارلو از شهدای انقلاب اسلامی در مشهد است. او دوست داشت درسش را ادامه دهد و ۴۰ روز پس از شهادتش، دعوت‌نامه دانشگاه انگلستان برای پذیرفته شدن او در رشته هتلداری به دست خانواده‌اش رسید.
الهه عامری، جوان محله کوی‌پلیس می‌گوید: نخستین‌بار که با آبرنگ کار کردم، متوجه بی‌مرز بودن رنگ‌ها در این سبک نقاشی شدم و همین موضوع، برایم جذابیت ایجاد کرد.
خانواده یزدانبخش بعد از فوت دخترشان شادی، با تاسیس «انجمن نیکوکاری مهندس شادی یزدانبخش» آینده‌ای روشن برای کودکان آسیب‌پذیر و آسیب‌دیده رقم زدند.